ترجمه و شرح قصيده مهم كربلا لازلت كربلا و بلا
1. کربلا ! لازلتِ کرباً وَبَلا مالقی عندَکِ آلُ الـمصطفی؟!
لغت: الکرب:غم و اندوه البلا:رنج و مـحنت، مـخفف بلاء
ترجـمه: ای کربلا هـميشه هـمدم حزن و اندوه باشی! آل و خاندان (اهل بيت) مصطفی (ص) از دست تو چه(سختی)ها که نديدند.
شرح: لازلتِ: از افعال ناقصه _ تِ: اسم لازالَ مـحلاً مرفوع _ کرباً: خبـر و منصوب _ بَلا: معطوف به کرباً _ عندک: ظرف متعلّق به لقی _ آل: فاعل برای لقی _ کربلا: موضعی در عراق که امام حسيـن (ع) در آنـجا شهيد شد و قول شاعر (کرب و بلا): گرفته از امام حسيـن (ع) است.
* روايت ميکنند که امام حسيـن (ع) هنگاميکه به کربلا رسيد و لشکر عبيداللهبنزياد او را دربرگرفت، فرمود اسم اين قريه چيست؟ گفتند کربلا، فرمود سرزمين کرب و بلا ( اللّهُمَّ إنِّي أَعوذُ بِکَ مِن الکَربِ والبلاءِ) و خواست از آن خارج شود، مانعش شدند.
2. کَم علی تُربِک لـمّا صُرِّعوا من دمٍ سال و مِن دمعٍ جَری
لغت: ترب: خاک صُرِّعوا: افکنده شدند سالَ: جاری شد دمع: اشک
ترجـمه: آنگاه که آن بزرگواران شهيد شدند، چه بسيار خونـها که بر خاک تو جاری شد و آنانکه در خيمهها زنده ماندند، چه بسيار اشکها که بر اين عزيزان به خون خفته ريـختند.
شرح: کم: خبـريه يعنی کم سال من دم و کم سالَ من دمع _ لـمّا صُرِّعوا: جـمله معترضه که در ميان کم و تـمييز آن آمده _ دم و دمع:جناس ناقص افزايشی _ من دم سال و من دمع جری: دارای صنعت بديعی تقسيم است.
3. کَم حصانِ الذِّيلِ يُروی
دمعُها
خدَّها عند قتيلٍِِِِ بالظَّما
لغت: يروی: سيراب ميکند قتيل: کشته شده حصان: زن پاکدامن الظما: ظماء، تشنگی
ترجـمه: چه بسيار زنان پاکدامنی که اشک، گونههايشان را در کنار کشته (شهيد) شده از تشنگی، سيـراب کرد.
(منظور زنان پاک دامن خيمه مثل حضرت زينب (س) هستند که بر نعش امام تشنه لب، اشک فراوان برگونهها جاری کردند)
شرح: کم: خبـريه _ حصان: تـمييزکم خبـريه به دليل اضافه شدن کم به آن، مـجرور است _ دمع: فاعل و مرفوع _ حدّ: مفعولبه و منصوب _ قتيل: فعيل به معنی مفعول است يعنی مقتول مضافاليه ومـجرور.
واجدین شرایط یک دوره تخصصی آموزش مترجمی خبر(انگلیسی و عربی) برگزار می کند.